حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
339
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
آنج از مال صلح استخراج كرد ، وضع « 1 » كرد و بنهاد ، چه آن از اين عمل « 2 » موضوع « 3 » بود . پس خالص استخراج او - سواى بقاياى سنهء اثنتى « 4 » - : چهارده هزار و چهارصد و هشتاد و هشت دينار باشد . و باقى از استخراج بشر بن فرج : صد و پنجاه هزار ، و چهارصد و جهل و جهار دينار . استخراج احمد بن محمّد : - أيضا تا بوقت مصارفهء - هفتهزار دينار . بعد از آن باقى ماند در شهر ، با آنج بر اهل اطراف ، و عمر بن عبد العزيز ، و اسباب « 5 » او ، و ضعفآى « 6 » شهر ، و كريزندكان « 7 » ، و كميافتكان ، و ناپديدشوندكان « 8 » موجّه شده ، زر سرخ : بيست هزار و هفتصد و جهل و هفت دينار ، و ثلثى ثلثى عشر . ازين جملهء ، بر اهل اطراف ، و عمر بن عبد العزيز ، و اسباب او : هشتهزار و صد دينار ، و بر سآئر اهل كورها : دوازده هزار و شصّد و جهل و هفت دينار ، و ثلثى ثلثى عشر . و مبلغ مال وظيفهء خراج بذين كوره ، سنهء خمس و ثمانين و مائتين « 9 » ، با مال منقول : سهزار هزار و شصّد و پنجاه و شش هزار و شصّد و پانزده درهم . كسور آن : - بهر هزار درهم ، سيزده درهم - : چهل و هفت هزار و پانصد و سى و شش درهم .
--> ( 1 ) . برداشتن و از حساب خارجكردن . ( 2 ) . « عمل » مقصود عامل جمعآورى خراج است ، مصنّف مىگويد كه آنچه را از اموال خراج محاسبه كرده بود ، از صورت حساب خود بيرون نهاد زيرا ضمن محدوده او بشمار نمىرفت . ( 3 ) . در اصل : موضع كه خطاست ، و صحيح آن « موضوع » است يعنى برداشتهشده . ( 4 ) . جز مقدار خراج باقيمانده از سال دو ، يعنى سال 282 هجرى . ( 5 ) . يعنى منسوبين سببى عمر بن عبد العزيز بطور مطلق . ( 6 ) . ضعفا : جمع « ضعيف » كسانى كه توانايى و تمكن پرداخت خراج را ندارند . ( 7 ) . كسانى كه از پرداخت خراج سر باز زده و از برابر مأموران ديوان خراج مىگريزند . ( 8 ) . كسانى كه بر اثر غيبت ماليات نپرداختهاند ، ليكن غيبت آنها با عذر موجه است نه براى فرار از پرداخت خراج . ( 9 ) . سال 285 هجرى .